حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

چهارشنبه, ۱۵ بهمن , ۱۴۰۴ Wednesday, 4 February , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 79 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 1 تعداد دیدگاهها : 3×
اشک کبیرکوه: شعری که از یک اشتباه زاده شد
  • 19/12/1403 ساعت: ۱۷:۰۶
  • شناسه : 638
    11
    علی کرمی، خبرنگار و فعال رسانه‌ای، در یادداشتی شاعرانه از یک اشتباه ساده در خواندن تابلوی یک پیرمرد فروشنده در خیابان می‌نویسد که چگونه این خطا به خلق عبارت زیبای «اشک کبیرکوه» منجر شد و درس‌هایی از تخیل و نگاه شاعرانه به زندگی به او آموخت.
    ارسال توسط : نویسنده : علی کرمی
    پ
    پ
    یادداشت| علی کرمی، خبرنگار و فعال حوزه رسانه:
    چند روز پیش با ماشین از یه خیابونی رد شدم که معمولا چند تا پیرمرد اونجا بساط می‌کنن و آدامس محلی و سبزیجات معطر دست‌چین و داروهای گیاهی و اینا می‌فروشن برای امرار معاش. همینطوری که داشتم رد میشدم چشمم خورد به یه تابلو که خودش درست کرده بود…
    چند تیکه کارتن رو چسبونده بود به تیربرق کنارش و با ماژیک سیاه روش نوشته بود: «اشک کبیرکوه». با خودم گفتم عجب تعبیر زیبایی… چقدر شاعرانه… این همه سال زیر سایه درختای زاگرس زندگی کردیم ولی هیچ وقت نتونستیم اینقدر شاعرانه در مورد آدامس محلی (بنه) فکر بکنیم.
    آدامس رو به اشک درخت تشبیه کرده بود که باید برای گرفتنش از درخت اول بهش زخم بزنی و بعد این شهد ارزشمند از دل درخت بیرون بیاد. خلاصه همینطوری که داشتم ذوق می‌کردم از این همه شاعرانگی، تصویر اون تابلوی ساده و بی‌ریا مدام توی ذهنم مرور می‌شد.
    یکم که بیشتر فکر کردم دیدم اون پیرمرده امروز فقط سبزی با خودش آورده بود و اصن آدامس همراهش نبود… تازه متوجه شدم که متن روی تابلو اشک نبوده بلکه اَنِشک بوده که اسم یه جور سبزی محلیه و خلاصه این قضیه شاعرانگی و اینا کلا مالید.
    اما این ماجرا یه کلمه جدید به لغت‌نامه‌م اضافه کرد: «اشک کبیرکوه»! دیگه مهم نیست که اَنِشک بود یا آدامس، این عبارت الان مال خودمه و قراره تو هر متنی که به زاگرس و طبیعت مربوط میشه ازش استفاده کنم تا روزی که بالاخره به یک عبارت معروف تبدیل بشه و همه ی زاگرس نشین ها ازش استفاده بکنن.
    اگه اون روز اون تابلو رو درست می‌خوندم، شاید هیچ‌وقت این شاعرانگی به سرم نمی‌زد. اشتباهات وقتی قشنگن که بهمون یاد می‌دن با تخیلمون دنیا رو بهتر ببینیم، و وقتی مفیدن که مثل «اشک کبیرکوه» یه چیز جدید به زندگی‌مون اضافه کنن. پس دفعه بعد که اشتباه کردین، یه کم بهش فرصت بدین، شاید یه گنج مثل این عبارت توش پیدا بشه!
    انتهای پیام/

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.